recentpost

قلدری در کودکان

توجه به پدیده قلدری در سطح جهانی، اولین بار با پژوهش‌های الویوس در سال 1980 شروع شد و پس از اتفاقی که در سال 1982 به وقوع پیوست، بیشتر در کانون توجه قرار گرفت. در این سال روزنامه‌ها خبر اقدام به خودکشی سه نوجوان نروژی، تحت تأثیر قلدری همسالان را منتشر کردند (الویوس،1993). قلدری به عنوان رفتارهای پرخاشگرانه و مکرر که توسط فرد قلدر در برابر همسالان ضعیف‌تر انجام می‌شود، تعریف شده است (الویوس،1993). مطالعات مختلف در سراسر دنیا حاکی از شیوع پدیده قلدری در سطوح مختلف مقاطع تحصیلی و درگیری دانش‌آموزان با این پدیده است (نانسل، اوورپک، پیلا، روآن، مورتون، شلد، 2001؛ کوک‌کینوس و پانایوتو، 2004؛ کاراتزیس، پاور و سوانسون، 2002؛ ولی‌پور، شیری و مظاهری، 1390).

در یک دید کلی، پدیده قلدری افراد زیادی را درگیر می‌کند. از مهم‌ترین گروه‌های درگیر در این پدیده می‌توان به افراد قلدر و قربانی اشاره کرد. نتایج مطالعات حاکی از وجود ارتباط بین قربانی بودن با پیامدهای منفی روان‌شناختی چون حرمت خود پایین، خجالتی بودن و احساس انزوا (آمور و کرخام، 2001؛ رگبی و اسلی، 1991) بوده‌اند؛ همچنین پیامدهایی مانند ترس و غیبت از مدرسه[1]، پیشرفت تحصیلی ضعیف (موتاپا، والنت، گالاهر، رورباخ و آنگر ، 2004) و مشکلات رفتاری(اینوکو ، آکی، ماکادیرا و اساوا،2011) در دانش‌آموزان قلدر است.